X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
زمان ثبت : سه‌شنبه 20 مرداد‌ماه سال 1388 در ساعت 04:11 ب.ظ
نویسنده : مردی که مرده بود
عنوان :

سرکوب می کنم من ُ 

میون خشم و حادثه 

شک می کنم به نفرتم 

وقتی آتیش گر می کشه 

 

دست توی جیبم میکنم 

دستام که دستات ُ می خوان 

پر از خطوط مبهمه 

دیوار کهنه ی زمان 

 

در گیر و دار بودنم 

همیشه درگیر منم 

 دچار یک تضاد گنگ

میون من با خودمم  

 

سرکوب می کنم من ُ 

میون خشم و حادثه 

شک می کنم به نفرتم 

وقتی آتیش گر می کشه 

 ................................................................. 

پ.ن: و از این حسرت دور / تا ابد ریز و درشت / مشق شب خواهی داشت

 

توضیح نوشت:شاید فکر کنید این بد ترین نوشته ی این وبلاگ هست...