X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : یکشنبه 27 دی‌ماه سال 1388 در ساعت 12:44 ق.ظ
نویسنده : مردی که مرده بود
عنوان : شب پرسه

از شب این شهر میگذرم ، یاد یه رویا تو سرم 

نیلوفر یادای دور ، پیچیده دور بدنم  

 

خاطره ها داغ میزنن ، ذهنم ُتا یادش نره 

تیغ نگاه آدما ، انگار رگام ُ میبُره

 

ببین هنوز همین منم ،غریب ُ گنگ ُ خط خطی 

هنوز شبیه خودمم ، با خنده های الکی 

 

چراغ قرمز انگاری ، به من هی چشمک میزنه 

یکی سر هر کوچه ای ، تابلوی بن بستُ زده 

 

وقتی تموم زندگیت ، تو جیب پالتوت جا میشه  

وقتی که حکم بودنت ، تبعید به رویاها میشه 

لوله ی هفت تیر رو بذار ، درست میون ابروهات 

وقتی رگ شقیقه هات ، از پریدن خسته میشه 

  

شب پرسه های بی هدف ، تو دل این شهر سیاه 

یه مشت سوال بی جواب ، گوشه ی این ذهن تباه

 

............................................................................................. 

پ.ن1: این ترانه بر موسیقی سرد و سیاه فیلم محاکمه در خیابان آخرین فیلم سینمایی کیمیایی نوشته شد.....تغییر وزن ترانه به ضرورت موسیقی بود ...........البته ترانه ی خود فیلم شاهکار بود و ترانه من فقط یه تلاش احمقانه بود

پ.ن2: طعم خیس اندوه ُ اتفاق ِ افتاده....یه آه خداحافظ.....یه فاجعه ی ساده 

پ.ن3: ای معجزه ی خاموش...یه حادثه روشن شو......یه لحظه...... فقط یه آه .....همجنس شکفتن شو.....از روزن ِ این کنج ِ خاکستری  ِ پرپر مشغول تماشای ِ ویرون شدن من شو.....