X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : یکشنبه 28 تیر‌ماه سال 1388 در ساعت 11:50 ق.ظ
نویسنده : مردی که مرده بود
عنوان : دست سرد اتهام

طرحی از بارون نشسته ، توی قاب خیس چشمام 

نفرتی نیست توی قلبم ، اما مشته دو تا دستام  

نه تو فکر بخششم  ، نه تو فکر انتقام 

روی سینه ی منه  ، دست سرد اتهام

یکی از ستاره می گفت ، از شب و بارون ریز ریز 

نه ستاره شد تو شبهام  ، نه یه هم پرسه تو پاییز 

یه نفر دیروزم برد ، یه نفر رویام دزدید 

یه نفر به آرزوهام ، به تموم قصه خندید 

 ........................................................................ 

پ.ن۱: دیشب شب عجیبی بود.....ملاقاتی نا خواسته در خیابان های نیمه شب تهران

  پ.ن2:گویا سهم من فقط ترانه بود.....همین...و فقط همین