چهارشنبه 28 آذر ماه سال 1386
روزگار من و تو
روزگار بی ترانه
شب خالی از ستاره
وقتی خورشید یخ ببنده
برق تیزی میشه چاره
روزگار بی مروت
ته این کوچه ی بن بست
خط آخر رو نوشتش
ختم قصه ی رفاقت
روزگار کر و کور
برده ها کرور کرور
توی عصر کابل نور
همه تن دادیم به زور
روزگار من و تو
روزگار خط خطی
روزگار بی شرف
روزگار لعنتی
..........................
پ.ن: آخرش تبدیل به بد و بیراه گفتن شد......از همه دوستان که این مدت بهشون سر نزدم معذرت می خوام....جبران میکنم.......



مرداد 1387