X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : سه‌شنبه 20 شهریور‌ماه سال 1386 در ساعت 03:26 ق.ظ
نویسنده : مردی که مرده بود
عنوان : چیزی شبیه به خودم

 

قدم زدن تو جاهای شلوغ شهر رو دوست دارم ...تنها و بی قید...تنه زدن و تنه خوردن.....با کلاهی که تا روی چشم هام رو پوشونده....نگاه کردن به آدم ها...خوندن بدبختی از تو چشماشون...نگاه کردن به حماقتاشون.....آویزان شدن از قناره ی باژگون علامت سوال های ذهن پیچ در پیچم را دوست دارم.....

آدم های فیلم های کیمیایی و رفاقت هایشان را دوست دارم.... با اون دیالوگ هایی که فقط شبیه خودشان است   (من کی دشمن فروختم که حالا رفیق بفروشم؟).....من قیصر را دوست دارم....من آرمان گرایان معترض را دوست دارم....صداهای خش دار...... ترانه های عاصی را دوست دارم ....دریدن نقاب ها....دشمن پرده ی پنجره ها  بودن را دوست دارم.....