هفدهم تیر ماه شب تهران بارانی بود...اتاق من هم
شعر دلتنگی دستات ، روی لب های ترانه
شب بارونی تهرون ، باز تو رو یادم میاره
من همه خاطره ها رو ، پرسه میزنم به یادت
هق هق ِ بی وقفه ی من ، شونه هاتُ کم میاره
زیر رگبار بهاری ، دست تو چتر دلم بود
سقفی از جنس ترانه ، بهترین رویای من بود
هر نگاه ساده ی تو ، سطر آغاز ترانه
نیستیُ صد تا ترانه ، مونده در من نیمه کاره
حس دستات زیر بارون ، روی خط های خیابون
کشف داغُ خیس ِ لب هات ، کشف تو ترانه بانو
صدای شر شر ناودون ، توی گوش های خیابون
حدس یک رنگین کمون از ، پس ِ پشتِ گریه هامون
شب بارونی تهرون ، پرسه های نیمه کاره
بغض خیسم مثل بارون ، رو تن این شب می باره



مرداد 1387