X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : یکشنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1386 در ساعت 03:04 ب.ظ
نویسنده : مردی که مرده بود
عنوان : شعری برای چالهای گونه ات/یادی برای روزهای نبودنت

  

شاعر مایوس تر از همیشه در انتظار چشمک ستاره است

 دردا که بااین شب طلوع دردی دوباره است

 

افسوس که از چشم من تا نگاه تو 

فاصله روزهای بیقراری و شبهای دوری است

 

در قاب چشمان  تو امروز

تصویری شکسته از دیروزٍ مردی عاشق است

 

رفتی و نگاه من هنوز

 در پیچ های جاده آواره است

 

ای تمام اشکهایم فدای یک تبسمت  خاتون

 تو بخند  که چشم من از گریه پراست

 

دوش این دربدر با خیال چشمانت فالی گرفت

تو ببخش آخر این دل هنوز هم ساده است

 

تو ببخش من را اگر که  باز

شعرهایم شبیه گلایه است

 

تو ببخش من را اگر هنوز

در دستم یک قلم و مشتی کاغذ است

 

چه کنم؟

 برای من دنیا هنوز هم همان یک دم است

 

دستان من عاشق ترین دستهاست 

با اینکه از دستان تو صد سال دور مانده است

 

اشکم مجال بیشتر گفتن نمیدهد

گویا که اشک هم خواهان این جدایی است

                                                                     ۸۶/۲/۱۶-سهند

........................................

پ.ن:شعر سهند شاید (....)خوردن زیادی است/در ملکی که حافظ و سعدی شاعرند

بیت آخر تقدیم شد به استاد که معتقد است شعر باید ناب باشد